mirza-baba

اشتراک گذاشته شده با :

اخترشناسی

معرفی اولین کشف بزرگترین رادیوتلسکوپ جهان
معرفی اولین کشف بزرگترین رادیوتلسکوپ جهان
بیگ بنگ: کمتر از یک سال پس از آغاز به کار بزرگترین رادیوتلسکوپ جهان در چین،‌ تلسکوپ ۵۰۰ متری FAST، این سازه اولین کشف خود را به ثبت رساند. اخترشناسان با استفاده از دیش بزرگ این تلسکوپ موفق به رصد یک جفت تپ اختر(Pulsar) در فاصله هزاران سال نوری از زمین شدند. به گزارش بیگ بنگ به نقل از همشهری، این ستارگان که PSR J1859-01 و PSR J1931-01 نام دارند،‌ در ماه آگوست توسط این تلسکوپ رصد شده‌اند اما تایید این رصد توسط تلسکوپ پارکز در استرالیا چند ماهی به طول انجامید. هر دو ستاره متراکم هستند، و با سرعتی بالا در چرخشند در حالی که در محاصره میدان‌های قدرتمند مغناطیسی قرار دارند. این میدان‌ها تشعشعات الکترومغناطیسی را به یک کانال هدایت می‌کنند که با هر چرخش دایره‌ای را به‌وجود می‌آورد، درست مانند یک فانوس دریایی کیهانی. از روی زمین این ستاره‌ها به نظر درحال تپیدن دیده می‌شوند از این رو نام تپ اختر روی آنها گذاشته شده‌است. این جفت تپ اختر از نظر ابعاد، سرعت و فاصله تفاوت‌های زیادی با یکدیگر دارند. به گفته مدیر رصدخانه‌های نجومی ملی چین، کشف این دو پالسار توسط بزرگترین رادیو تلسکوپ جهان به آن معنی است که دورانی جدید از کشف‌های سیستماتیک توسط رادیوتلسکوپ‌های چینی آغاز شده‌است. این مجموعه ۱۸۵ میلیون دلاری با هدف جمع‌آوری امواج رادیویی ساخته شده‌ است که از اعماق زمین تابیده شده و زمین را احاطه کرده‌اند و به دانشمندان امکان می‌دهد نشانه‌های کم‌فروغ تشعشعات ابرهای باستانی هیدروژنی،‌ سیاهچاله‌های دورافتاده،‌ تپ اخترها یا نشانه‌هایی از تمدن‌های بیگانه را بیابند. دیش این تلسکوپ درون حفره‌ای بزرگ در استان گوئیژو در جنوب غرب چین نصب شده‌است، حفره‌ای که به واسطه فرسایش سنگ‌های آهکی ایجاد شده‌است. سطح گرد‌آورنده این دیش ۱۹۶ هزار متر مربع است، زیرا هرچه دیش بزرگتر باشد،‌ امواج رادیویی بیشتر و ضعیف‌تری جذب می‌کند. سایت علمی بیگ بنگ / منبع: sciencealert.com

کشف رازهای جدیدی از خوشۀ ستاره ای پروین
کشف رازهای جدیدی از خوشۀ ستاره ای پروین
به گزارش بیگ بنگ به نقل از ایسنا، این خوشه ستاره ای دارای چندین ستاره با سن متوسط است که با چشم غیرمسلح قابل دیدن هستند اما در طول زمان مشخص شده که مطالعه آنها بسیار دشوار است. خوشه هفت‌ خواهران که نام دیگرش “پروین” است در صورت فلکی “گاو” و در فاصله ۴۴۴ سال نوری از زمین قرار دارد…
ستاره های پر سرعت از ابر ماژلانى بزرگ گریخته اند!
ستاره های پر سرعت از ابر ماژلانى بزرگ گریخته اند!
بیگ بنگ: سرعت این ستاره ها تا چند صد کیلومتر بر ثانیه و بالای مقدار متوسط است. به گفته اخترشناسان دانشگاه کمبریج انگلیس، ستاره های پر سرعت از ابر ماژلانی بزرگ گریخته اند. ابر ماژلانی یک کهکشان کوتوله است که ۱۶۰ هزار سال نوری با زمین فاصله دارد. یک ستاره پر سرعت در حال ترک ابر ماژلانی بزرگ به گزارش بیگ بنگ، اخترشناسان در ابتدا فکر کردند ستاره های پر سرعت از سیاهچاله غول پیکری در قلب کهکشان راه شیری به بیرون راه یافته اند. میتوان سناریوهای دیگری نیز برای سرعت این ستاره ها در نظر گرفت مثل خوشه های ستاره ای متلاطم یا کهکشان های کوتوله در حال فروپاشی؛ اما هر سه ساز و کار در توضیح این امر ناکام مانده اند که چرا این ستاره ها فقط در بخش خاصی از آسمان یافت می شوند. تاکنون بیش از ۲۰ ستاره پر سرعت مورد شناسایی قرار گرفته که عمدتا در نیمکره شمالی هستند، اگرچه این امکان وجود دارد که تعداد بیشتری موجود باشند که فقط در نیمکره جنوبی دیده می شوند. داگلاس بوبرت، عضو تیم پژوهشی و دانشجوی مقطع دکتری در مؤسسه اخترشناسی دانشگاه کمبریج گفت: ستارگان پر سرعت عمدتا در صورت های فلکی شیر و سکستان یافت می شوند. این مسئله قابل تامل است. یکی از توضیحات احتمالی برای منشأ ستارگان پر سرعت این است که آنها از دو منظومه گریخته اند. در این نوع منظومه های ستاره ای، هرچقدر دو ستاره به هم نزدیک باشند، سریع تر به دور هم می چرخند. اگر ستاره ای بصورت ابرنواختر منفجر شود، میتواند این منظومه جفت را در هم شکند و ستاره باقی مانده نیز با سرعت چشمگیری از آنجا می گریزد. این ستاره گریزان را فراری می نامند. ستاره های فراری موجود در راه شیری به قدر کافی سریع نیستند که ستاره های پر سرعت قلمداد شوند؛ اما کهکشانی که با سرعت بالایی حرکت می کند، توان ایجاد این ستاره های پر سرعت را دارد. ابر ماژلانی بزرگ، سریع ترین و بزرگترین جرم در میان چند کهکشان کوتوله در مدار پیرامون راه شیری می باشد که فقط ده درصد جرم راه شیری را دارد. پس ستاره های فراری متولد شده در این کهکشان کوتوله میتوانند به راحتی از کهکشان خود بگریزند. ابر ماژلانی بزرگ با سرعتی معادل ۴۰۲ کیلومتر بر ثانیه در اطراف کهکشان ما گردش می کند. سرعت ستاره های فراری عبارتست از سرعتی که با آن از کهکشان گریختند به اضافه سرعت کهکشان میزبان خود. این دو عامل باعث سرعت گرفتن چشمگیر آنها می شود. دکتر راب ایزارد، عضو تیم پژوهشی و محقق مؤسسه اخترشناسی دانشگاه کمبریج اظهار داشت: پس موقعیت این ستاره ها در آسمان قابل توضیح است، زیرا سریع ترین فراری ها در امتداد مدار ابر ماژلانی بزرگ و به سمت صورت های فلکی شیر و سـکستان آزاد می شوند. محققان از مجموعه داده های حاصل از شبیه سازی های رایانه ای و نقشه‌برداری آسمانی دیجیتال اسلون برای مدل سازی نحوه گریز این ستاره های پر سرعت از ابر ماژلانی بزرگ استفاده کرده و موقعیت نهایی آنها را در کهکشان راه شیری بررسی کردند. محققان زمان تولد و مرگ ستاره ها در ابر ماژلانی بزرگ را طی دو میلیارد سال گذشته شبیه سازی کرده و تمامی ستاره های فراری را یادداشت نمودند. مدار ستاره های فراری پس از بیرون رانده شدن از ابر ماژلانی بزرگ در مرحله دوم شبیه سازی ها بررسی گردید. شبیه سازی ها این امکان را به محققان میدهند تا مکان دستیابی به ستاره های گریخته از ابر ماژلانی بزرگ را پیش بینی نمایند. بوبرت افزود: ما اولین کسانی هستیم که خروج ستاره های فراری از ابر ماژلانی بزرگ را شبیه سازی می کنیم. بر طبق پیش بینی های ما، ۱۰ هزار ستاره فراری در سرتاسر فضا پراکنده شده است. نیمی از این ستاره های فراری از ابر ماژلانی بزرگ به قدری سریع هستند که توان گریز از گرانش راه شیری را هم دارند. جزئیات بیشتر این پژوهش در “یادداشت های ماهانه انجمن نجوم سلطنتی” منتشر شده است. ترجمه: منصور نقی لو/ سایت علمی بیگ بنگ منبع: sci-news.com
کیهان شناسی چیست؟
کیهان شناسی چیست؟
بیگ بنگ: کیهان شناسی شاخه ای از ستاره شناسی است که به بررسی مبدا و تکامل جهان هستی از زمان بیگ بنگ تا به امروز و همچنین آینده می پردازد. طبق تعاریف سازمان ناسا، کیهان شناسی “مطالعه علمی ویژگی های کیهان در مقیاسی بزرگ” میباشد. شبیه سازی کامپیوتری از چگونگی تشکیل ساختارهای بزرگ مقیاس در کیهان، که منطقه ای با گستردگی ۱۰۰ میلیون سال نوری را نشان می دهد. به گزارش بیگ بنگ، مفاهیمی مانند تئوری ریسمان، ماده تاریک و انرژِی تاریک و وجود جهان هایی بیشتر(چند جهانی) کیهان شناسان را دچار تعجب ساخته است. در حالی که دیگر جنبه های ستاره شناسی با اجرام و پدیده های کوچک سر و کار دارد، کیهان شناسی با تمامی کیهان از زمان تولد تا مرگ آن سر و کار دارد و هر مرحله از آن اسرار زیادی را در خود نهفته دارد. تاریخچه کیهان شناسی و ستاره شناسی فهم انسان از کیهان در طول زمان گسترش یافته است. در آغاز علم ستاره شناسی زمین به عنوان مرکز جهان شناخته می شد که ستاره ها و سیارات به دور آن در حال گردش بودند. در قرن ۱۶ میلادی، نیکولاس کوپرنیک دانشمند لهستانی گفت که در واقع زمین و دیگر سیارات(منظومه شمسی) به دور خورشید در حال گردش هستند که این نظریه باعث تغییر بزرگی در فهم ما از جهان شد. در اواخر قرن ۱۷ میلادی، آیزاک نیوتن نحوه برهم کنش نیروهای بین سیاره ها-خصوصا نیروهای جاذبه- را به دانش ما اضافه کرد. با آغاز قرن ۲۰ میلادی چشم اندازهای جدیدی در جهت فهم جهان ِ پیرامون ما ایجاد شد. آلبرت اینشتین یگانگی فضا و زمان را در نظریه نسبیت کلی خود ارائه داد. در اوایل قرن بیستم میلادی دانشمندان سعی در فهمیدن این مسئله داشتند که آیا کل جهان در کهکشان راه شیری خلاصه شده یا کهکشان راه شیری فقط جزئی کوچک از این جهان بزرگ، میباشد. ادوین هابل فاصله شیئی تیره در یک سحابی در درون آسمان تا زمین را محاسبه کرد و ثابت کرد که در خارج از منظومه شمسی قرار دارد و این مسئله نشان داد که کهکشان ما قطره ای در این جهان بی کران است. با استفاده از نظریه نسبیت عام، هابل فاصله این کهکشان های دور با ما را محاسبه کرد و متوجه شد که این کهکشان ها در حال دور شدن از ما هستند که او را به این نتیجه رساند که جهان نه تنها ساکن نیست، بلکه در حال انبساط است. در دهه های اخیر، فیزیکدان استیون هاوکینگ، اظهار داشت کیهان بی پایان نیست، بلکه پایانی برای خود دارد. گرچه این پایان را نمی توان مشخص کرد. این مسأله در مورد زمین نیز صدق می کند. زمین سیاره ای دارای پایان است، اما اگر فردی بخواهد پایان آن را بیابد، فقط کره زمین را بارها دور میزند. هاوکینگ همچنین عقیده دارد که کیهان نیز روزی به پایان خود خواهد رسید. برخی محققان معتقدند الگوهای دایره ای متحد المرکز مشاهده شده در نقشۀ تابش پس زمینه کیهانی در بطن فضا اثباتی بر این مسأله است که قبل از بیگ بنگ، کیهان دیگری نیز وجود داشته است. سوالات متداول کیهان شناسی قبل از بیگ بنگ چه چیزی وجود داشته است؟ بخاطر ماهیت بسته و متناهی بودن کیهان، ما قادر به دیدن “خارج” از جهان خود نیستیم. فضا و زمان بعد از بیگ بنگ به وجود آمدند. با وجود اینکه حدسیاتی مبنی بر وجود جهان هایی دیگر توسط دانشمندان زده می شود، ما عملا راهی برای مشاهده آنها نداریم پس هیچوقت نمیتوانیم مدرکی برای اثبات(یا رد) آنها پیدا کنیم. بیگ بنگ در کجا اتفاق افتاد؟ بیگ بنگ در مکان خاصی اتفاق نیفتاد، اما به یک باره به فضا و زمان ماهیت فیزیکی اعطا کرد و موجب انبساط آنی کیهان شد. آیا این مسأله که کهکشان های دیگر در حال دور شدن از ما هستند به این معنی نیست که ما در مرکز کیهان قرار داریم؟ خیر، زیرا اگر ما می توانستیم به کهشکان های دور سفر کنیم باز از آنجا به نظر می آمد که کهکشان ها در حال دور شدن از ما هستند. کیهان را مانند یک بادکنک بزرگ در نظر بگیرید. اگر در محل های مختلف بادکنک علامت بگذارید و سپس بادکنک را بترکانید، می بینید که این محل های علامت گذاری شده در حال دور شدن از یکدیگر هستند با اینکه هیچکدام در مرکز بادکنک قرار نداشتند. انبساط کیهان نیز به همین شکل میباشد. جهان هستی چقد عمر دارد؟ جهان هستی در حدود ۱۳٫۸ میلیارد سال عمر دارد. این تصویر که بر پایۀ داده های ماهواره ی WMAP بدست آمده، تابش پس زمینه کیهانی درست ۳۸۰ هزار سال پس از بیگ بنگ را نشان می دهد. آیا کیهان پایان می یابد؟چگونه؟ اینکه جهان هستی به پایان می رسد یا خیر بستگی به چگالی آن دارد که در کیهان مواد چگونه تقسیم و پخش شده اند. دانشمندان “چگالی بحرانی” جهان را برآورد کرده اند. اگر این برآورد درست باشد و چگالی کنونی کیهان بیشتر از آن باشد، انبساط جهان کند خواهد شد و جهان هستی شروع به انقباض می کند تا در نهایت فرو می پاشد. اگر کیهان به آن نقطه چگالی بحرانی نرسیده باشد، همچنان به انبساط خود ادامه خواهد داد. کدام اول به وجود آمده است؟کهکشان یا ستاره ها؟ جهان بعد از بیگ بنگ به مقدار زیادی حاوی هیدروژن و مقدار کمی هلیم بود. گرانش باعث شد هیدروژن به درون خود فرو پاشی کند و ساختارهای مختلفی را تشکیل دهد. اگرچه اخترشناسان هنوز مطمئن نیستند که آیا اول حباب های ماده ستاره ها را تشکیل دادند و بعدا با گرانش این ستاره ها به همدیگر نزدیک شدند و یا مواد در فضا در اندازه های کهکشانی به صورت توده ای به وجود آمدند که بعدها ستاره ها را تشکیل دادند. ترجمه: رضا کاظمی/ سایت علمی بیگ بنگ منبع: space.com
برخی سیارات بیگانه احتمالا بسیار بیشتر از «نیازِ ح
برخی سیارات بیگانه احتمالا بسیار بیشتر از «نیازِ ح
بیگ بنگ: همانطور که در اصطلاح عامیانه گفته می شود، هر چیزی زیادی اش بد است، منطقی به نظر می رسد اگر این مثال را در مورد آب نیز به کار ببریم. از آنجا که سیاره پروکسیما قنطورس b به تازگی در ماه آگوست سال جاری کشف شد، شباهت این سیاره به زمین در رسانه ها بسیار مورد توجه قرار گرفت. آیا این سیاره واقعا مثل زمین دارای کوه ها، اقیانوس ها، قاره های سبز و اتمسفری مناسب برای حیات فرازمینی است؟ یا اینکه جهنمی خشک و بی آب علف است که تحت تابش مداوم تشعشعات ستاره اش قرار گرفته است؟ به گزارش بیگ بنگ، در واقع سیاره ی پروکسیما b به وسیله تاثیری که بر گرانش ستاره ی پروکسیما قنطورس وارد می کند تشخیص داده شده است، به این معنی که مدار سیاره باعث حرکاتی زیگزاکی در ستاره اش شده و به این وسیله ما از وجود یک سیاره که به دور این ستاره می گردد پی می بریم. در حال حاضر ما فقط جرم و دوره مداری پروکسیما b را می دانیم، اما همین دو ویژگی هم برای ما هیجان انگیز است، زیرا این سیاره نه تنها تقریبا قطری به اندازه زمین دارد، بلکه در فاصله ای از ستاره اش قرار دارد که دمای سطح آن برای مایع ماندن آب مناسب است. بر روی زمین که آب به صورت مایع وجود دارد، حیات نیز هست و اگر بر روی سطح پروکسیما b، آب باشد ممکن است که آن نیز مایع باشد و به همین ترتیب احتمال وجود حیات در آنجا بسیار بالا می رود. اما تاکنون هیچ مدرکی دال بر اینکه در آنجا آب وجود داشته باشد بدست نیامده است. و این سیاره در حال حاضر صرفا فقط روی کاغذ پتانسیل زیست پذیر بودن را داراست. در تحقیقاتی جدیدی که توسط اخترفیزیکدانان دانشگاه برن در حال انجام است، این مشکل با مدل تکامل سیاره ای برطرف شده است. آنها متوجه شده اند که ستاره های موسوم به کوتوله سرخ معمولا سیاراتی صخره ای (سیاراتی که مانند زمین از سنگ و فلز ساخته شده اند) دارند. نکته ی دوم این است که این سیارات به احتمال زیاد حاوی مقادیر بسیار زیادی از آب هستند. یان الیبرت از مرکز حیات فضایی(CSH) دانشگاه برن در این باره اظهار داشت: «مدل های شبیه سازی شده ی ما، دوره مداری و جرمی مشابه سیاراتی را دارند که به تازگی مورد مشاهده قرار گرفته اند. جالب اینجاست که ما کشف کردیم سیاراتی که در مداری نزدیک ستاره های کوچک قرار دارند معمولا شعاعی بین ۰٫۵ تا ۱٫۵ برابر زمین را دارا هستند.» در این مقاله که در نشریه « اختر فیزیک» منتشر شده، اینگونه استنباط شده است که این سیارات کوچک با حجم زیادی از آب پوشانده شده اند، از طرفی آب موجود در نود درصد سیارات فرازمینی شبیه سازی شده ۱۰ درصد از جرم کل سیاره برآورد شده است، این در حالی است که زمین فقط ۰٫۰۲ درصد از جرمش را آب تشکیل می دهد، و این یعنی سیارات شبیه سازی شده ی در مدار کوتوله های سرخ به معنای واقعی مملو از اقیانوس ها هستند. در نگاه اول این یک فرصت باور نکردنی برای وجود اشکال تکامل یافته ی پیشرفته در این منظومه های کوتوله ای به نظر می رسد. این کوتوله های سرخ جزء قدیمیترین ستاره های کهکشان ما هستند، طول عمر پیش بینی شده آنها حتی از عمر فعلی جهان هم بیشتر است (حدود ۱۴ میلیارد سال) و این در حالی است که تنها ۳ میلیارد سال از زمانی که حیات روی زمین شکل گرفت می گذرد، بنابراین نسخه های حیات بر روی سیارات اطراف کوتوله سرخ اگر وجود داشته باشند زمان به مراتب بیشتری برای تکامل یا فرگشت خواهند داشت. اما منابع عظیم آب بر روی سیارات فراخورشیدی ممکن است لزوما چیز خوبی هم نباشد. ویلی بنز یکی از محققان این تحقیق در این باره بیان کرد: «با اینکه آب یکی از عناصر ضروری برای وجود حیات قلمداد می شود، اما معمولا مقدایر افراطی از چیزهای خوب وضعیت بدی را ایجاد می کنند.» در تحقیقات قبلی بر روی سیارات پر آب، نتیجه گیری شد که این نوع از سیارات احتمالا آب و هوای بی ثباتی دارند و این ممکن است مانعی بزرگ برای تکامل گونه های حیات باشد. اگر چنین چیزی درست باشد، شانس وجود تمدن های فوق پیشرفته فرازمینی بسیار کم می شود. این حقیقت را هم باید اضافه کرد که سیارات فرازمینی ای که مدارشان در منطقه قابل سکونت یا زیست‌پذیر (یعنی مدارشان در فاصله ای از ستاره ی مادر قرار گرفته است، که دما برای مایع بودن آب و وجود حیات مناسب باشد) کوتوله های سرخ قرار دارد آنقدر به ستاره شان نزدیکند که به شدت تحت تابش تشعشات آن قرار می گیرند. بنابراین ممکن است تنها مکانی که حیات در آنجا امکان وجود داشته باشد زیر لایه های ضخیم یخ باشد. بنز در این باره می گوید: «مطالعه بر روی سیاراتی که به دور ستاره های بسیار کم جرم می گردند به احتمال زیاد نتایج هیجان انگیزی را به دنبال خواهد داشت. این مطالعات می تواند باعث افزایش آگاهی ما از شکل گیری سیارات، تکامل و قابلیت سکونت در سیارات فرازمینی گردد.» در پایان به عنوان جمع بندی می توان گفت که اگرچه ما هنوز ایده های بسیاری از شکل احتمالی پروکسیما b داریم و در حال پرداختن به آنها هستیم، اما باید این را هم در نظر بگیریم که ستاره های نوع کوتوله سرخ، فراوان ترین نوع ستاره در کهکشان ما هستند و اگر آنها سیاره های صخره ای و هم جرم زمین داشته باشند به بیان آماری میلیون ها نسخه از زمین در کهکشان راه شیری وجود دارد که دقیقا به اندازه زمین از آب برخورداند. اما آیا همه این سیارات میزبان حیات هستند؟ در این باره ما فعلا فقط می توانیم حدس بزنیم. ترجمه: امین میرزایی/ سایت علمی بیگ بنگ منبع: space.com
سیاهچاله ها چگونه متولد می شوند؟
سیاهچاله ها چگونه متولد می شوند؟
بیگ بنگ: سیاهچاله ها چگونه متولد می شوند و شکل می گیرند؟ محققان در بررسی های خود به نحوه ی شکل گیری سیاهچاله ها این عجیب ترین اجرام کیهانی پی برده اند، در این مقاله با بیگ بنگ همراه باشید تا این موضوع را بررسی کنیم. به گزارش بیگ بنگ، زمانی که ستارگان بزرگ، پر جرم و داغی به پایان زندگی کوتاه و دراماتیکشان می رسند، انفجار ابرنواختری متفاوتی رخ میدهد. این ستارگان به قدری داغند که علاوه بر هیدروژن و هلیم، کربن، اکسیژن و سیلیس را نیز را به عنوان سوخت هسته ای می توانند، بسوزانند. سرانجام همجوشی در این ستارگان منجر به تولید آهن می شود، آهن پایدارترین هسته در میان عناصر است که به سادگی در همجوشی شرکت نمی کند. (آهن آخرین هسته ای است که یک ستاره به شدت داغ می تواند به وسیله ی همجوشی تولید کند) که به معنی پایان پروسه ی همجوشی هسته ای در ستاره است. نبود سوخت برای همجوشی، منجر به کاهش دما در ستاره و این امر سبب افزایش سرعت فرو ریختن ستاره در اثر گرانش و در نهایت فرو ریختن کامل ستاره بر روی خودش می شود، سرانجام ستاره در انفجار ابرنواختری مهیبی موادش را در فضای اطرافش می پراکَنَد. اگر جرم باقیمانده ی فشرده شده ستاره از ۳ یا ۴ برابر جرم خورشید بیشتر باشد، در این صورت اگر فشار تباهیدگی نوترون ها برای متوقف کردن فروپاشی کافی نباشد، به جای تشکیل ستاره ی نوترونی، هسته تا تشکیل تکینگی گرانشی پیش می رود، این یعنی نقطه ای با همه ی جرم ستاره ی اولیه. گرانش این تکینگی به قدری قدرتمند است که بر تمام نیروهای دیگر غلبه می کند تا جایی که حتی نور هم توان گریختن از آن را نداشته باشد، از همین رو آن را سیاهچاله می نامند. بنابراین گرانش، جسمی را که فقط چند بار از ستاره ی نوترونی چگال تر باشد، به سیاهچاله تبدیل میکند و یک سیاهچاله متولد می شود. سیر زندگی یک ستاره ی بزرگ و پر جرم از تولد تا مرگ و تبدیل شدن به سیاهچاله با وجود اینکه تکینگی در مرکز سیاهچاله بی نهایت چگال است، اما این لزوما به معنی بزرگ بودن حدود خود سیاهچاله نیست (چیزی که به اشتباه تصور می شود). برای مثال سیاهچاله ای با جرم خورشید ما، شعاعی در حدود سه کیلومتر خواهد داشت( تقریبا ۲۰۰ میلیون بار کوچکتر از خود خورشید)، حال آنکه سیاهچاله ای با جرم زمین در دست شما جا می شود! اما سیاهچاله ها می توانند با مکیدن هر چه بیشتر ماده و حتی سیاهچاله های دیگر به اندازه های بسیار بزرگ و جرم های فرا تصوری دست یابند. بر خلاف باور عام که فکر می کنند سیاهچاله ها هر چیزی را که در اطرافشان باشد می مکند، یک سیاهچاله جاذبه ای بیشتر از ستاره ی مادرش ندارد و هر جرمی که پیش از انفجار بر مدار ستاره بوده می تواند اگر از انفجار جان سالم به در ببرد، در مدار سیاهچاله به حیات ِ سرد خود ادامه دهد. به دیگر سخن، برای اینکه توسط یک سیاهچاله بلعیده شوید می بایست تا حد معینی به آن نزدیک شوید! (به این حد معین افق رویداد سیاهچاله می گویند). ستاره های بزرگ ممکن است بتوانند همه ی سطح ابرنواختری خود را حفظ کنند تا حدی که دیواره های بیرونی ابرنواختر نیز در تکینگی شان فرو بریزد. همانگونه که از اسم سیاهچاله بر می آید، ما نمی توانیم سیاهچاله ها را به صورت مستقیم رصد کنیم، اما آنها با تاثیری که بر روی اجرام دیگر و پرتوهای نور می گذارند قابل شناسایی هستند. برای درک آسان تر در این مورد خاص میتوانیم چنین تصور کنیم که در یک سیستم دوتایی به جای یکی از ستاره های آن یک سیاهچاله وجود داشته باشد که ستاره ی دیگر به دور آن بگردد. در اوایل دهه ی ۱۹۹۰ رینهارد گنزل این کار را آغاز کرد؛ او با استفاده از روش نوین اپتیک های تطبیقی(در آن موقع) حرکت ستاره ها را در مرکز کهکشان راه شیری خودمان پیگیری و رسم کرد تا نشان دهد آنها باید در حال گردش بر مدار جرمی بسیار سنگین ولی نامرئی باشند. از روی سرعت بیش از اندازه بزرگ ستاره های نزدیک به مرکز راه شیری – چند میلیون کیلومتر بر ساعت – می توان فهمید سیاهچاله ای بسیار سنگین با جرمی در حدود ۲ تا ۴ میلیون برابر جرم خورشید در مرکز کهکشان راه شیری وجود دارد – که به کمان – ای* معروف است – . باید اضافه کنم که تنها در راه شیری ده ها میلیون سیاهچاله هر یک به جرم ده ها برابر جرم خورشید وجود دارد. تصویری از فعالیت های سیاهچاله ی مرکزی راه شیری با نام کمان – ای* در سال ۲۰۰۸ و ۲۰۱۳ در مرکز اغلب کهکشان ها سیاهچاله های فوق سنگینی به کمین نشسته اند، سیاهچاله هایی که اجرام کهکشان ها به دور آنها می گردند. در حقیقت، از رصد تابش شدید گازهایی که با سرعتی نزدیک به سرعت نور در نزدیکی مرکز کهکشان های دیگر، چنین بر می آید که سیاهچاله های بسیار سنگین تری نیز وجود دارند؛ سیاهچاله هایی با جرمی در حدود چند میلیارد برابرخورشید. جرم سیاهچاله ی مرکزی کهکشان مسیه ۸۷ بیست میلیارد برابر جرم خورشید تخمین زده شده است؛ که این یعنی حجمی به بزرگی کل منظومه ی شمسی ما! به نظر می رسد جهان آغازین که در آن، ستاره های بسیار بزرگ عمر کوتاهی داشتند، جهان پر شده از سیاهچاله ها، که در طول زمان های مدید با هم یکی شدند و سیاهچاله های بزرگتر و بزرگتری را تشکیل دادند. مشاهدات نشان می دهد چنانچه میدان های گرانشی دو سیاهچاله درهم ادغام شوند آنها می توانند در رقصی کیهانی به دور هم بگردند و امواج گرانشی را ایجاد کنند. این امواج حاصله در فضا -زمان پخش شده و با ابزارآلات بسیار حساس دانشمندان قابل رصد هستند. یکی از بزرگترین رویدادها، لحظاتی پس از تولد یک سیاهچاله رخ میدهد زمانی که؛ گرما و میدان مغناطیسی به شدت تقویت شده ی ستاره ی فرو پاشیده ترکیب می شوند تا پرتوهای متمرکز یا جت هایی از تشعشع را عمود بر سطح در حال چرخش صفحه ی یک پارچه سیاهچاله روانه کنند. این پرتوها مقادیر بسیار زیادی از ذرات و انرژی را ( در مقیاس یک میلیارد میلیارد برابر انرژی خروجی خورشید خودمان) با سرعتی نزدیک به سرعت نور از سیاهچاله به بیرون پرتاب می کنند. امواج شوک این پرتوهای به شدت سنگین و پر انرژی منجر به تابش پرتو گاما تحت مکانیزمی موسوم به “انفجار پرتو گاما” یا “فرانواختر” می شوند (این پدیده را از آن جهت فرا نواختر می نامند که انرژی و درخشش آن در مقیاس صدها میلیون برابر ابرنواختر است.) انفجار پرتو گاما درخشان ترین رویداد الکترومغناطیسی هستند که در جهان ما رخ داده اند، یک انفجار پرتو گاما میتواند از یک میلی ثانیه تا نزدیکی های یک ساعت به طول بینجامد –انفجار های معمول حدودا فقط چند ثانیه طول می کشند – این انفجارها اغلب با پدیده ی طویل العمرتری موسوم به “پس تاب” که در طول موج های بلند تری نظیر اشعه ی ایکس، فرا بنفش، نور مرئی، مادون قرمز و امواج رادیویی رخ می دهد، همراه می شوند و قابل رصد هستند. احتمال دارد که برخورد بین ستاره های نوترونی و یا یک ستاره ی نوترونی با یک سیاهچاله نیز منجر به انفجار پرتو گاما شود. جالب است بدانید، به نظر می رسد برای ستاره ای که عناصر سنگین کمتری دارد تبدیل شدن به هایپرنوا و تولید طوفان اشعه ی گاما آسان تر باشد. این و این حقیقت که ستاره های بزرگ تر عمر کوتاهی در جهان آغازین داشتند به این معنی است که پدیده ی انفجار پرتو گاما امروزه کمیاب تر از مقداری است که قبلا بوده است. با این وجود، کاوشگر سویفت ناسا که اختصاصا با هدف مکان یابی “انفجارهای پرتو گاما” در اعماق آسمان در سال ۲۰۰۴ پرتاب شد، روزانه به طور متوسط یک “انفجار” ثبت می کند؛ این بدان معناست که انفجارهای پرتو گاما پدیده های کمیابی نیستند. لازم به یاد آوری است که ابرنواخترها یا انفجارهای پرتو گاما که در فاصله ی مثلا ۹ میلیارد سال نوری رصد می شوند، در حقیقت ۹ میلیارد سال پیش رخ داده اند و نور آنها اکنون به ما رسیده است! ترجمه: محمد آقائی مقدم/ سایت علمی بیگ بنگ منبع: physicsoftheuniverse.com